السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

672

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

كه به خيانت در مال خداوند و حقوق مسلمانان شهرت يافته بود . به هر حال ابوعبيده را مزيّتى بر ديگر اصحاب در صفت امانت‌دارى نيست و آن‌گاه چگونه جايز است او را باب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و يكى از درهاى شهر دانش قرار دهيم ؟ ! وجه پنجم : گفته‌ى عاصمى كه گويد : « امانت‌دارى به دست نمىآيد جز به دانش » ممنوع است . پس چه ملازمتى ميان علم و امانت است ؟ « امانت‌دارى » از « دانش » به قطع و وجدان جدا مىباشد و بنابراين اگر پذيرفتيم كه ابوعبيده امين است دليلى وجود ندارد كه اداى امانت از روى دانش باشد . وجه ششم : با چشم‌پوشى از تمام آن‌چه آورديم ، اگر ابوعبيده باب مدينة العلم در امانت‌دارى بود ، شايسته بود كه اخبار و احكام مربوط به امانت‌دارى از شهر دانش به وسيله‌ى ابوعبيده مىرسيد و يا لااقل بيشترش از طريق او مىرسيد ؛ ولى در اين‌باره چيزى از ابوعبيده با آن درجه ، باقى نمانده و هيچ‌كس از اهل سنّت هرگز چنين ادّعايى نكرده است ؛ پس چگونه ممكن است كه باب مدينة العلم در امانت‌دارى باشد ؟ وجه هفتم : با كوتاه‌آمدن نسبت به تمام آن‌چه گذشت ، گوييم : اگر ابوعبيده باب مدينة العلم در امانت‌دارى بود ، آيا لازم نبود كه آثار اين امانت‌دارى و نشانه‌هايش در سيره و كارهايش نمايان باشد تا درى براى آن شهر در امانت‌دارى بر پايه‌ى سيره و افعالش گردد و نشانگر امانت‌دارى رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم در اعمال و گفتارهايش باشد ؟ وجه هشتم : اگر از گفته‌هاى پيشين كوتاه آييم لااقل بايد اين مرد از هر چه منافى امانت‌دارى است منزّه و دور باشد . . . و اين كم‌ترين انتظار از كسى است كه اميد مىرود متّصف به امانت‌دارى باشد و مىخواهد در اين صفت درى براى آن شهر علم باشد ؛ ولى با تأمّل و كنكاش در سيره و اخبار و احوال ابوعبيده دور بودن اين